تبليغاتX
نظاره گر - الذین یبلغون رسالات الله...

نظاره گر

الذین یبلغون رسالات الله...

صبح جمعه همین هفته قسمت شد تا سری به بهشت زهرا بزنیم و صد البته با قصد قبلی دیدار با آقای طالقانی. اولین بار بود که سر مزار مرحوم طالقانی می رفتم هر چند که سالها می دانستم که انجا است و من نرفته بودم.

 

 TinyPic image

 

با راهنمایی پدرم به پشت قطعه هفده که از قضا محل دفن شهدای هفده شهریور پنجاه و هفت هم هست رسیدم.

 

TinyPic image

 

قبر در بالای سکویی قرار گرفته که دو بال دارد. بال سمت راست متعلق به سرلشکر فلاحی است که در مهر ماه سال شصت شهید شد و بال سمت چپی هم برای همسر آقا سید محمود.

 

 TinyPic image

 

محل قبر آقای طالقانی مانند میدانی در یک چهار راه و در محاصره چهار قطعه از بهشت زهرا واقع شده است. انگار که می خواهد بگوید من عضو هیچ قطعه ای نیستم و هم ساکن هر چهار قطعه ام. محل این چهار راه همانجایی است که چند ماه قبل از وفات طالقانی, امام خمینی در دوازدهم بهمن, صحبت کرد.

 

 TinyPic image

 

هر کسی که از آنجا رد می شد از پله ها بالا می رفت, فاتحه می خواند و می رفت.

 

TinyPic image

 

بعضی هم با فاتحه, آه هم می کشیدند.

 

یکی از چهار خیابانی که به قبر منتهی می شود را به نام آیت الله طالقانی نام گذاری کرده اند.

 

TinyPic image

دست کاری تابلو من را یاد درگیریهای سال شصت انداخت و هنگامی که بهشتی هم شهید شد: بهشتی, بهشتی, طالقانی خودش مرد!!

یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 0:8  توسط احسان  |